اخلاقی نقص در روند سرمایه داری اقتصاد

“سوسیالیسم” در دستور کار

انتخاباتی سناتور برنی ساندرز باز کردن یک بحث جدی از کلمه “سوسیالیسم.” در واقع آن را پاره یک گروه کمک کردن چرکین تاریخی درد است که کسانی که در قدرت و افتخار به دنبال حفظ. نمی تواند آنها را برای آن سرزنش. در هنگام کار مردمی شروع تبیین در مورد “دموکراتیک اقتصاد” که قدرت و امتیاز می تواند برای grabs.

که بحث امروز ادامه دارد مملو از بی امان descant از اطلاعات غلط توسط کسانی که در بالای اقتصادی نردبان که مایل به حفظ ساختار اقتصاد است. که هرگز به نظر می رسد تغییر دهید. اما آن را کاملا قابل توجه امروز است که یک نامزد مشخص خود را به عنوان یک “جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی” در ایالات متحده و هنوز هم جدی گرفته شود-بسیار جدی است.

قبل از ساندرز پدیده های مختلف “اشغال” جنبش ابتدا در سپتامبر. 2011 آغاز بحث و نظر داد که بسیار تبلیغ به عبارت “یک درصد است.” این اولین بار در یک مدت زمان طولانی است که غالب اقتصادی در کشور ما شناخته شد pejoratively متمایز از بقیه از ما.

“یک درصد”

شناسه “یک درصد” از مردم پرسید به نظر که وجود دارد یک “ما” و “آنها” در اقتصاد ما. کل وجود دارد بسیاری از “ما” و یک گروه کوچک از “آنها” ساخته شده است که آن را starker در تضاد است.

علاوه بر این پراکنده اما همه جا “آنها” به نظر می رسد به مسئول اقتصاد بود که به طور چشمگیری افزایش بار اقتصادی اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها.

همزمان نظر سنجی همچنین نشان داد که نگرش به “سوسیالیسم” تغییر بودند.

یک پیو مرکز نظرسنجی در دسامبر 2011 گزارش داد که افراد جوان بودند و مطلوب تر نسبت به سوسیالیسم از سرمایه داری.

حتی CBS انجام یک نظرسنجی نیز در سال 2011 که گزارش شده است که 43 درصد از آمریکایی ها “موافقت با دیدگاه های جنبش اشغال.

سریع به جلو به 2019 و هریس نظرسنجی برای Axios گزارش مطلوب تغییر در نگرش به “سوسیالیسم.”

جای تعجب نیست “سوسیالیسم” به معنی چیزهای مختلفی را برای افراد مختلف در طول طیف سیاسی که آیا سکولار و یا معنوی.

یک عنصر به خصوص نادیده گرفته شده توسط شرکت های بزرگ رسانه ای است که نقش مسیحی سوسیالیست الهیات و همچنین تاریخی سنت یهودی, Moslem, بودایی و اسلامی

مکتب کنفوسیوس سوسیالیستی theologies.

ژان بیستوسوم نوشت:

“بنابراین ما آن را در نظر ما وظیفه مینمائیم که پاداش کار چیزی است که می توان از چپ به قوانین بازار; و نه باید آن را یک تصمیم چپ به اراده قدرتمند تر است. باید آن را تعیین و مطابق با عدالت و حقوق صاحبان سهام; به این معنی که کارگران باید پرداخت دستمزد است که اجازه می دهد تا آنها را به زندگی می کنند واقعا انسان و زندگی خود را به انجام برسانند خانواده تعهدات در یک شیوه ای شایسته.” مادر et Magistra مارس 15, 1961

مارتین لوتر کینگ اظهار داشت:

“ما می گویند که چیزی اشتباه است … با سرمایه داری…. باید وجود داشته باشد و توزیع بهتر ثروت و شاید امریکا باید حرکت به سوی یک سوسیالیسم دموکراتیک بود. تماس با آن چه شما ممکن است آن را دموکراسی و یا تماس با آن سوسیالیسم دموکراتیک بود اما باید وجود داشته باشد و توزیع بهتر ثروت در این کشور برای همه فرزندان خدا”-1966

یکی را از آنچه در آن است در مورد سرمایه داری و اقتصاد است که می تواند بسیاری از مردم را از ایمان به سوال آن است.

برای این بررسی تعریف کنم “سوسیالیسم” به عنوان یک شکل از “دموکراسی اقتصادی” آن عمومی است چالش به حاکم سرمایه داری فرآیندهای اقتصادی است.

نتایج

گفتگو از شرایط اقتصادی کار مردمی به ندرت ارائه توضیح از آنچه که ذاتی سرمایهداری روند که نتایج مزمن بحران برای بسیاری از میلیون ها نفر از آمریکایی ها تقریبا هر چهار تا هفت سال است. شغل ناپدید می شوند یا جایگزین پایین تر پرداخت آنهایی که با هیچ فایده ای ندارد.

علاوه بر این وجود دارد ظالمانه افزایش نابرابری در ثروت و درآمد بین “یک درصد” و اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها. قابل توجه است كه شواهد مستند کسانی که اوضاع اقتصادی بدتر از همه کار مردم در ایالات متحده است. ما باید تعیین اگر یک جزء در پایه سرمایه داری روند اقتصادی است که منجر به این ناعادلانه بار.

سرمایه داری روند

در زیر یک مدل ساده که ممکن است به ارائه برخی از نور در مراحل اولیه سرمایه داری و اقتصاد است.

هدف اصلی از اقتصاد سرمایه داری است که برای بازگشت به خصوصی سود برای مالک کسب و کار.

این چیزی است که درایوهای هر کسب و کار است.

رفته به ادامه مطالب

ما بهترین به صندوق پستی خود تحویل.

وجود دارد دو نوع اصلی از سرمایه:

ما شروع با “ثابت” سرمایه است. ثابت سرمایه است که مقدار منابع که صاحب کسب و کار صرف در کارخانه و ماشین آلات, ابزار سخت افزار, نرم افزار, پیشرفت های فن آوری مواد خام و یا هر چیز مشابه. ثابت سرمایه است که اغلب به ارث برده شده توسط یک صاحب کسب و کار.

بعدی است “متغیر” سرمایه است. متغیر سرمایه که صرف شده توسط صاحب کسب و کار به خرید فیزیکی یا روانی تلاش های کارکنان. آن است که به سادگی دستمزد و حقوق پرداخت شده به کارکنان که ایجاد محصولات که مالک مبادرت به فروش در بازار است. دستمزد و حقوق آنها را قادر می سازد و خانواده خود را برای حفظ شیوه زندگی خود را. آن است که معمولا یک چک.

این مهم است که توجه داشته باشید در اینجا آن است که کارکنان به تنهایی که ایجاد محصولات که صاحب کسب و کار فروش در بازار است. در آن طول می کشد اجتماعی قابل توجهی تلاش بسیاری از کارکنان برای ایجاد محصولات ارائه شده توسط صاحب کسب و کار. برخی از کارکنان ماهر و کارآمد در تولید محصولات. آن به طور متوسط به آنچه که تعریف شده است به عنوان “زمان کار اجتماعی لازم” برای تولید این محصولات است.

به رغم توهم grandiloquence در بخشی از برخی از صاحبان کسب و کار هیچ کس مالک کسب و کار ایجاد می کند این محصولات به تنهایی.

در اینجا هر چند فرایند محور. اگر صاحب کسب و کار پرداخت می شود, کارکنان, حقوق و دستمزدها مقدار برابر با ارزش از محصولات کارکنان ایجاد می شود وجود ندارد سود.

این بدان معنی خواهد بود وجود دارد هیچ دلیلی برای ادامه کسب و کار. علاوه بر این, صاحب کسب و کار باید به رقابت با دیگر صاحبان کسب و کار به فروش محصول به همان اندازه که ممکن است و به حداقل رساندن هزینه های.

به منظور به دست آوردن ضروری سود صاحب کسب و کار باید فروش محصولات ایجاد شده توسط کارمندان در قیمت و یا مقدار بالاتر از مقدار صرف حقوق و دستمزد است که حفظ آن دسته از کارکنان در شیوه زندگی خود را.

از آنجا که از این واقعیت به نظر می رسد که این محصولات در حال حاضر فروخته شده توسط صاحب کسب و کار باید به نحوی افزایش در ارزش به عنوان مثال یک مقدار جدید. چگونه می تواند باشد ؟ در واقع آن را نمی.

جدید “ارزش” است که جدید نیست در همه. آن وجود دارد ما فقط باید به پوست پشت لایه های آن را پیدا کنید.

برای مثال فرض کنید ما یک مرد کارمند که با این نسخهها کار معمولی و نه پنج روز کار با ساعت ناهار. در پرانتز آن ضرری ندارد به یک اتحادیه قوی با مفاد قرارداد تضمین سالم شرایط کار مانند یک ساعت کامل ناهار. بدون در نظر گرفتن این روز کاری برای کارکنان در این مثال.

در اینجا از آن می شود بسیار جدی برای هر دو صاحب کسب و کار و کارمند است.

در آن هفت ساعت از کار این شخص کار را برای میزان دستمزد و یا حقوق و دستمزد است که اجازه خواهد داد که او را به حفظ خانواده خود را. که میزان پرداخت متفاوت خواهد بود در درجه اول با توجه به هزینه های زندگی در مناطق مختلف کشور است.

اما در داخل که هفت ساعت در روز کار کلیدی برای بهره برداری و اخلاقی نقص اساسی در این روند اقتصادی.

در حالی که به نظر می رسد که کارمند است که پرداخت می شود برای کار هفت ساعت این است که واقعا چنین نیست.

صاحب کسب و کار باید محاسبه مقدار او می پردازد به کارمند بر اساس چقدر مورد نیاز است برای خصوصی سود.

در اثر کارمند چند ساعت به حفظ خانواده خود را با دریافت دستمزد یا حقوق و دستمزد و چند ساعت به ارائه سود برای مالک. اما ارزش کارمند ایجاد شده توسط نیروی کار است برای هفت ساعت کار در روز.

این است که به شدت صاحب کسب و کار است که تصمیم می گیرد چگونه به تقسیم ارزش محصول از هفت ساعت بعد ایجاد شده توسط کارمند به چقدر کارمند پرداخت خواهد شد و چقدر او قرار می دهد در جیب خود. دوباره رقابت با دیگر صاحبان کسب و کار تا حد زیادی تعیین این محاسبه است.

در مثال ما می گویند در یک روز کار صاحب کسب و کار در مجموع $50.00 یک ساعت برای ساختمان, مواد و ماشین آلات و فن آوری برای ایجاد یک محصول است. این خواهد بود “ثابت” سرمایه ذکر شده در بالا. سپس کارمند باید پرداخت شود و برای ایجاد این محصول است. با محاسبه صاحب کسب و کار این است که می گویند $10.00 یک ساعت. که خواهد بود “متغیر” سرمایه نیز در بالا ذکر شد.

در حال حاضر صاحب کسب و کار باید به فروش محصول در بازار است. او باید مسئول یک مقدار بالاتر از آنچه صرف شده است در حال حاضر برای تولید این محصول است. محصول ایجاد شده برای $50.00 به علاوه $10.00 برابر است با $60.00. در حال حاضر اگر صاحب کسب و کار باید از فروش هر محصول به صورت $70.00 برای به دست آوردن سود از $10.00 در هر محصول. “جدید” ارزش $70.00

به وضوح اگر کارمند ایجاد یک محصول است که ارزش $70.00 آن غیر قابل اجتناب است منطق که کارمند است که برای جبران ارزش او ایجاد کرده است در هفت ساعت از روز او در حال کار است. این ساده است بهره برداری و در اکثر معنوی اعتقاد به سیستم های غیر اخلاقی است.

این sine qua non اساسی کار روابط اساسی سرمایه داری کار می روند. از همه مهمتر صاحب کسب و کار باید به طور مستمر سعی در کاهش مبلغ پرداخت شده به کارکنان به منظور رقابت با دیگر صاحبان کسب و کار.

برخی از برجسته تاریخی رهبران سکولار و معنوی را در نظر روند.

آبراهام لینکلن اظهار داشت:

“کار این است که قبل و مستقل از سرمایه است. سرمایه است که تنها میوه زايمان و هرگز نمی تواند وجود داشته اگر کار به حال اول وجود داشته است. کار برتر سرمایه و سزاوار بسیار بالاتر در نظر میگیرد.”- اولین پیام سالانه به کنگره 3 دسامبر 1861.

مطمئنا اگر ما گرامی سیاسی دموکراسی به عنوان یک اصل اساسی در کشور ما پس ما باید پایبند به یک شکل از دموکراسی اقتصادی نیز هست.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>