‘انصراف از فرهنگ’ Cannot Erase یک استدلال قوی

در زمان بحث بر لیبرال/پیشرو/سمت چپ حصار بیش از به اصطلاح “انصراف ” فرهنگ”—که در آن یک نامه سرگشاده در حمایت از آزادی بیان منجر به رد نامه سرگشاده در حمایت از یک رویکرد متفاوت به آزادی بیان—من می تواند ارائه گزارش تجربه بودن لغو شد.

چندین بار در طول چند سال گذشته از من خواسته بودند به صحبت می کنند توسط دانشگاه یا گروه های اجتماعی تنها برای دیدن آن حوادث لغو توسط سازمان پس از کسی شکایت کرده که من transphobic. در یک زن و شوهر از حوادث به خود جلب کرد که شکایت, اما, نیست, لغو, از جمله یکی در یک کلیسا منتقدان سعی در اخلال من صحبت کنید. هیچ یک از این حوادث بود که در واقع یک بحث در مسائل تغییر جنسیت. شکایت این بود که من نباید مجاز به صحبت در مترقی تنظیمات مورد دیگر فمینیستی مسائل زیست محیطی و یا هر چیز دیگری—به دلیل آنچه که من نوشته ام در مورد ایدئولوژی نما حرکت است گفت: به متعصب. محلی رادیکال کتابفروشی که محکوم به من علنا رفت تا آنجا که دیگر حمل کتاب های من که من به آنها داده بود نسخه رایگان از برای سال.

اگر من در واقع یک bigot این cancelations خواهد بود آسان به درک. من هرگز دعوت bigot به صحبت می کنند در یک کلاس تدریس و یا در یک رویداد من کمک کرد تا سازماندهی. من دعوت مردم به صحبت می کنند برگزار شد که برخی از دیدگاه های سیاسی که با آن موافق نیستم (پس از همه, اگر من تنها دعوت مردم که با موافقت من همه چیز من می تواند بی حوصله و تنهایی) اما من هیچ علاقه ای به دادن افراد متعصبی یک پلت فرم.

کنجکاو چیز در مورد این لغو شد/مختل حوادث است که هیچ کس تا کنون اشاره به هر چیزی که من نوشته اند و یا گفت در این است که در واقع متعصب. اگر تراجنسی است ترس یا نفرت از افرادی که شناسایی به عنوان نما, هیچ چیز من نوشته یا گفته است transphobic. بسیاری از منتقدان به سادگی ادعا که چون من پشتیبانی رادیکال فمینیستی نقد فراجنسیتی ایدئولوژی من با تعریف یک bigot و transphobe.

اجازه دهید من روشن شود: من نه ناله و یا درخواست برای همدردی. من یک سفید و یک بازنشسته و استاد دانشگاه با درآمد ثابت و شبکه ای از دوستان و رفقایی که ارائه پشتیبانی می کند. من ادامه خواهد داد برای انجام کار سیاسی و کار فکری پیدا کنم پرارزش و می توانید پیدا کردن مکان برای انتشار کار من است. در حالی که من همین حالا در حال لذت بردن از توهین این حملات کلامی ندارد و اثر زیادی در زندگی من است. من نه در مورد خودم بلکه در مورد مترقی جامعه ظرفیت تفکر انتقادی و احترام بحث است.

در آن روح در اینجا سهم من به این بحث در transgenderism و ارزش باز کردن بحث.

یکی از نکات اساسی است که فمینیست های رادیکال—همراه با بسیاری دیگر از نویسندگان—ساخته شده است که بیولوژیکی جنس دسته ها واقعی هستند و وجود خارج از هر گونه خاص فرهنگی درک درستی از آن دسته است. شرایط “مرد” و “زن” اشاره به آن بیولوژیکی جنس دسته ها در حالی که هنجارهای اجتماعی در مورد “مردانگی” و “زنانگی” منعکس کننده چگونه خاص هر جامعه انتظار دارد که زنان و مردان به رفتار. که ممکن است واضح به نظر می رسد برای بسیاری از خوانندگان اما در برخی مترقی و محافل فمینیستی این روال برای مردم می گویند که آن جنس دسته ها خود را یک “اجتماعی ساخت.” من گفته شده است که چون من که ادعا بیولوژیکی جنس دسته ها تغییر ناپذیر هستند من transphobic.

این است که ادعای دفاع? در حال جنسیت, دسته بندی های اجتماعی ساخت و ساز ؟

بیایید فکر می کنم در مورد تولید مثل. برخی از موجودات تولید مثل asexually از طریق چنین فرآیندهای شکافت و جوانه زدن و برخی از حیوانات تخم. اکثر پستانداران از جمله انسان تکثیر جنسی از طریق ترکیبی از یک اسپرم و یک تخم مرغ (دو نوع گامت سلول) که منجر به تولد نوزاد زنده.

در حال حاضر اجازه دهید فکر می کنم در مورد تنفس. ترین موجودات آبزی (نهنگ ها و دلفین ها که در پستانداران یک استثنا هستند) را در اکسیژن از طریق آبشش. پستانداران از جمله انسان اکسیژن مصرف هوا به ریه ها.

این توصیف از موجودات’ تولید مثل و تنفس نتیجه یک فرایند اجتماعی ما علم, اما آنها نه اجتماعی ساخت. ما توصیف جهان با زبان انسان, اما آنچه که ما توصیف تغییر نمی کند فقط به این دلیل که ما ممکن است تغییر زبان استفاده می کنیم.

اصطلاح “اجتماعی, ساخت و ساز” نشان میدهد که یک واقعیت را می توانید از طریق فرآیندهای اجتماعی. به عنوان مثال ازدواج است. آنچه که در ازدواج ؟ این بستگی دارد که چگونه یک جامعه خاص سازه مفهوم. تغییر تعریف شامل دو هم جنس به عنوان مثال—و این واقعیت که ازدواج می تواند تغییرات.

اما دوباره در خطر ظاهری ساده این توصیف از تولید مثل و سیستم تنفس نمی توان با عمل انسان. ما نمی توانیم اجتماعی ساخت خودمان به بازتولید asexually یا تخمگذار تخم مرغ به جای تولید مثل جنسی از طریق لقاح تخمک توسط اسپرم, هر یک از ما می تواند ساخت اجتماعی خودمان را به تنفس از طریق آبشش به جای ریه ها.

وقتی که می آید به تنفس هیچ کس نشان می دهد که “ریه مبتنی بر تنفس است اجتماعی ساخت.” اگر کسی چنین ادعا می کنند بسیاری از ما خواهد گفت: “من متاسفم اما این معنا ندارد به من.” در عین حال وقتی که می آید به تولید مثل برخی از افراد استدلال می کنند که “بیولوژیکی فیلم اجتماعی ساخت و ساز” است که باعث می شود هیچ حس بیشتری از این ادعا تنفس اجتماعی است ساخت و ساز.

روشن می شود: انسان فراموش فرهنگی ایجاد معنی در مورد تفاوت جنسی. انسان است که آرایش ژنتیکی برای تولید اسپرم (مردان) و انسان است که آرایش ژنتیکی برای تولید تخم مرغ (زنان) درمان متفاوت در انواع مختلف از راه هایی است که فراتر از نقش ها در تولید مثل. [توجه داشته باشید: درصد کمی از جمعیت انسانی متولد شده است “دو جنسیتی” یک اصطلاح به علامت کسانی که نمی جا به وضوح به مرد/زن ها در نظر باروری, سیستم, ویژگی های ثانویه جنسی و ساختار کروموزومی. اما وجود افراد دو جنسیتی تغییر نمی کند واقعیت های تولید مثل جنسی و آنها نه یک جنس سوم.]

در مبارزه برای رهایی زنان فمینیست در دهه 1970 شروع به استفاده از واژه “جنسیت” برای توصیف ساخت و ساز اجتماعی معنا در اطراف تفاوت های بیولوژیکی ، وقتی مردان می گویند: “زنان نه تنها مناسب برای رهبری سیاسی” برای مثال فمینیست می خواهم اشاره می کنند که این نه یک واقعیت بیولوژیکی است پذیرفته شود اما یک هنجار های فرهنگی به مقاومت است.

به حالت آشکار: بیولوژیکی جنس دسته ها وجود داشته باشد خارج از عمل انسان. جنسیت اجتماعی دسته بندی محصول عمل انسان.

این مشاهدات منجر به معقول سوال که نمی متعصب یا transphobic: زمانی که کسانی که در نما جنبش ادعا که “ترانس زنان زنان” به چه معنی است ؟ اگر آنها به این معنی است که یک نر انسان می تواند به نوعی تبدیل به یک انسان این ادعا است نامنسجم از آنجا که انسان نمی تواند تغییر بیولوژیکی جنس دسته ها. اگر آنها به این معنی است که یک نر انسان می تواند احساس ناراحت کننده در اجتماعی جنسیتی دسته از “مرد” و ترجیح می دهند به زندگی در یک جامعه جنسیتی دسته از “زن” است که آسان به درک. اما این مستلزم یک سوال: مشکل این است که یک اختصاص داده شده است به اشتباه ، یا مشکل است که جامعه تحمیل کرده است جنس دسته ها که سفت و سخت سرکوبگر و ارتجاعی در همه ؟ و اگر مشکل این است که در جامعه جنسیتی دسته بندی و سپس راه حل نیست به تجزیه و تحلیل سیستم مردسالاری—نهادینه نر تسلط—که تولید آن سفت و سخت ها ؟ ما باید به دنبال از بین بردن که سیستم ؟ رادیکال فمینیست استدلال می کنند برای یک تغییر رادیکال در جامعه است.

این نوع از سوالات من خواسته اند و این نوع استدلال من را ساخته اند در نوشتن و صحبت کردن است. اگر من اشتباه می کنم و سپس منتقدان باید در نقطه ای از اشتباهات و اشتباهی در کار من. اما اگر این رادیکال فمینیستی تحلیل یک قوی است پس چگونه می توانید توضیحات دقیق از واقعیت بیولوژیکی بود شواهدی از تعصب و یا تراجنسی?

زمانی که من به چالش کشیدن ایدئولوژی نما حرکت از یک رادیکال فمینیستی دیدگاه—که گاهی اوقات به عنوان “جنسيت-انتقادی” بحرانی از راه ما فرهنگ اجتماعی سازه هنجارهای جنسیتی—من نه حمله به افرادی که شناسایی به عنوان نما. به جای من ارائه یک روش جایگزین یکی ریشه در یک جمعی مبارزه علیه ایدئولوژی پدرسالارانه موسسات و شیوه های به جای یک حد دارودرمانی شده ایم رویکرد ریشه در فردگرایی لیبرال.

به همین دلیل برچسب “TERF” (trans-انحصاری فمینیسم رادیکال) نادرست است. فمینیست های رادیکال نیست حذف افرادی که شناسایی به عنوان نما اما به جای ارائه آنچه به اعتقاد ما پربارتر راه برای مقابله با اضطراب است که مردم احساس می کنند در مورد هنجارهای جنسیتی که سفت و سخت سرکوبگر و ارتجاعی است. که نه تعصب اما سیاست است. استدلال ما مربوط به بحث های جاری در مورد سیاست های عمومی مانند است که دسترسی به زن-تنها فضاهای یا که می تواند رقابت در دختران و زنان ورزشی. آنها مربوط به نگرانی در مورد ایمنی از بلوغ مسدود کننده های متقابل هورمون های جنسی و مداخلات جراحی. و فمینیسم رادیکال است که ریشه در دلسوزی برای کسانی که تجربه جنسیتی بیقراری—به جای تبدیل به دور از واقعیت ما نشان می دهد راه هایی برای مقابله است که ما معتقدیم باید سازنده تر برای همه.

در حال حاضر نهایی پیش بینی. من انتظار دارم که برخی از مردم در نما جنبش را نشان می دهد که تولید مثل/تنفس قیاس مسخره افرادی که شناسایی به عنوان نما نشان می دهد که آنها نادان هستند. به من اجازه دولت به وضوح: من فکر نمی کنم که. قیاس ارائه شده است به اشاره است که بحث مربوط به سیاست های عمومی نمی نگه دارید تا. به نقد یک موقعیت سیاسی در ایمان خوب است و نه به مسخره افرادی که آن را نگه دارید اما نه به طور جدی یک تعهد برای شرکت در گفتمان دموکراتیک.

در انصراف از فرهنگ مردم که مخالف با من ممکن است پیدا کردن آن را آسان به چشم پوشی از استدلال و به سادگی برچسب من bigot بر این استدلال که چون من فکر می کنم یک ایدئولوژی خاصی در نما جنبش باز است به نقد من به وضوح am transphobic.

اما من می خواهم به یک اعدام که مردم نمی که با دو سوال: اگر من استدلال قانع کننده است—وجود دارد و قطعا دلایل خوبی برای رسیدن به این نتیجه گیری—چرا از آن است که در منافع هر کسی—از جمله افرادی که شناسایی به عنوان نما—به چشم پوشی از چنین استدلال? و چگونه می تواند به مردم در تعیین اینکه آیا استدلال من این است که اگر قانع کننده آن است و نه بخشی از گفتگو ؟

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.net

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>