تیتر واشنگتن (8/27/20) Washington Post هفته گذشته اعلام کرد: شکاف سیاسی آمریکا به طور فزاینده ای خشن می شود، فعالان و پلیس را تکان می دهد. معلم انگلیسی دبیرستانی من یک قلم قرمز به آن عنوان می گرفت و با اشاره به این که شکاف ها نمی تواند خشونت آمیز باشد، فقط مردم می توانند. مردم در دو طرف شکاف در حال تبدیل شدن به خشونت، چیزی است که پست به معنای. و این مشکل واقعی این تیتر و 2800 کلمه ای است که به دنبال دارد.

هم ارزی های کاذب از بزرگترین تحریف هایی هستند که روزنامه نگاری شرکتی را طاعون می کنند، چرا که FAIR بارها و بارها مستند سازی کرده است (به عنوان مانند، اضافی!، ۱۱–۱۲/۰۴؛ FAIR.org ,9/30/04, 10/13/19, 11/22/19). به ویژه در دورانی که ادعا به عنوان یک استراتژی کلیدی سیاسی از سوی رئیس جمهور و بسیاری دیگر در حق سیاسی اتخاذ شده است، پوشش «هر دو طرف» یک مسئله بدون اینکه آشکارا حقایق را از داستان جدا کند، گفتمان دموکراتیک را فعالانه تضعیف می کند و شهروندان آگاه که به آن بستگی دارد.

مردم در واشنگتن از نقش بسیار مهمی که رسانه ها در امکان پذیر کردن دموکراسی ایفا می کنند آگاه هستند. بنابراین آگاه، در واقع، که آنها اولین شعار مقاله در تاریخ خود را معرفی کرد—” دموکراسی در تاریکی میمیرد”—یک ماه پس از رئیس جمهور دونالد ترامپ به مقام ریاست جمهوری رسید. سخت است که فرض ً زمان بندی Post’s نشانه ای از انتظار بود که یک مطبوعات هوشیار به ویژه در یک ریاست جمهوری ترامپ لازم باشد.

و با این حال.

در ژانر گسترده ای از رسانه های شرکت های بزرگ مبهم در مورد خشونت شبه نظامی راست، این قطعه WaPo می ایستد حتی در میان برخی از رقابت سخت است.

چهار پاراگراف اول قطعه توصیف حمله راست مسلح به تجمع ثبت نام رای دهندگان حمایت شده توسط یک Post نامزد کنگره دموکرات در تایلر، تگزاس (حمله به و اکثر رسانه های ملی دیگر به زحمت برای پوشش زمانی که آن را چند هفته قبل از آن اتفاق افتاد— FAIR.org ،8/11/20). صدها نفر از افراد مسلح بر سر جمعیت صلح آمیز فرود آمد و فریاد فحش ها را زدند و به آن ها حمله فیزیکی کردند. اما این جایی است که گزارش دقیق به پایان می رسد

جمله بعدی از این صحنه به عنوان «دست بند زدن» نام می گیرد. این طور نیست که من انتخاب کنم که یک حمله خشونت آمیز توسط افراد به شدت مسلح را توصیف کنم. این اصطلاح هم سطح خشونت و هم ارعاب درگیر در این حمله و صمیمیت های مبهمی را که هر دو طرف به آن کمک کرده اند، پایین می آورد. این روند در طول مقاله با اشاره به «یک توده مبادلات» و «مجموعه ای pattern از اغتشاشات» برای توصیف الگویی از خشونت سیاسی راست گرا که به اعتراضات علیه وحشیگری پلیس هدایت می شود، ادامه دارد. بعدها در مقاله، یورش تایلر به عنوان حادثه ای خلاصه می شود که در آن «نزاع و جدال فوران کرد.»

مقاله ادعا می کند، بدون استناد و صلاحیت، که “مردم در هر دو طرف… در حال تبادل مشت، کتک زدن یکدیگر با چوب و قطب پرچم، یا ایستادن رو در رو با سلاح فیلمبرداری شده اند.» پس از اتمام مقاله، خواننده می بیند دو حادثه خاص از تهدید چپ ذکر شده وجود دارد: یکی که در آن یک گروه از معترضان Post آزار goers رستوران برای بالا بردن مشت خود را در همبستگی با زندگی سیاه ماده (حادثه اذعان می کند بدون خشونت بود)؛ و پرونده راننده ای که پس از سقوط کامیونش توسط معترضان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

در مقابل این یورش واحد، مقاله هشت حمله راست گرای اخیر به معترضان را اسناد می کند، علاوه بر حمله ای که در تایلر رخ داد—شش مورد از آن ها شامل شلیک گلوله با هدف معترضان بود که منجر به جراحات متعدد و چهار کشته شد.

به عبارت دیگر، محتوای واقعی مقاله خود قاب بندی آن را دروغ می گوید.

تصویری که نقاشی می کند یکی از درگیری های رو به افزایش بین معترضان چپ و راست گرا نیست. بلکه افزایش هشداردهنده حملات راست گرای مسلح به معترضان صلح آمیز چپ، معمولاً معترضان عدالت نژادی را توصیف می کند. این الگوی ارعاب و خشونت است، الگویی که فوراً برای هر دانش آموز تاریخ قرن بیستم قابل تشخیص است. در سراسر جهان، خشونت خصوصی شده با هدف خواسته های مردمی دموکراتیک مشخصه استبداد راست گرایانه است. عدم نام و بدتر از آن، تلاش برای مبهم کردن از طریق مقایسه های گمراه کننده—آنچه آشکارا تهدیدی برای دموکراسی آمریکا ست، از بین رفتن وظیفه روزنامه نگاری است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im