آموزش احترام گذاردن به احساسات احترام

یک زمان وجود دارد که اکثریت آمریکایی ها احساس احترام به همان خدای احترام همان تعطیلات و حتی محترم همان نوازندگان.

اما این شمع را رفته است در حال حاضر.

ما در یک ترکیب و مطابقت جامعه است که می تواند گیج کننده و روشنگر.

ما خیاط زندگی متناسب با خودمان را در حال حاضر.

ما دیگر ریور همان چیز است. اما ما می توانیم, اگر ما عاقلانه یادگیری به درک احساسات احترام است که دیگران را در داخل.

سال پیش زمانی که یوتا 2002 المپیک تلاش شد دنده یک دوست عزیز من یک شوشون beader خواسته شد تا شرکت کنند. او را تسبیح مشهور بود و به عنوان یک از بزرگان کمیته المپیک می خواستم او را برای بازی در مراسم افتتاحیه.

او سوار یک اسب به عرصه سپس پیوستن به یکی از پنج بومی آمریکا, درام, circles که قالب پنج حلقه المپیک و ویترین المپیک رنگ و طرح.

آن را یک بار در طول عمر فرصت است.

هزاره جشن پنج بومی سرخپوستان آمریکایی سازمان ملل در طول دریاچه نمک 2002 بازی های المپیک زمستانی, مراسم افتتاحیه, در برنج-اکلز ورزشگاه پنج شنبه, فوریه 8, 2002.
استوارت جانسون Deseret News

او گذشت روی آن.

وقتی از او پرسیدم که چرا آنچه که او گفت: با من ماند.

او گفت: برای او درام دایره نبود یک عینک آن را مقدس مراسم است. آن نماز بود دایره.

در دایره درام, مردم, مشترک قلب خود را و اتصالات ساخته شده است که تغذیه روح است. و من همه چیز در مورد اتصال — اتصال با طبیعت با دیگر مردم با خدا.

یک دایره درام بود جاده سلطنتی به همه که اهمیت.

او حاضر به می گویند هر چیزی منفی در مورد اعضای قبیله ای که شرکت در المپیک مراسم است.

و او نمی تکان دادن انگشت خود را در کمیته ملی المپیک و شکایت دارند.

برای او ناله بود یک شخصیت نقص.

او به سادگی تصمیم به دنبال چیز دیگری در زندگی چیزی عمیق تر است.

او تمام زندگی او شده است می خواهم گفت که چگونه رنگارنگ خود مهره کار بود, چگونه رنگارنگ say when شد.

اما در حال رنگارنگ بود و همه در سطح. او می خواست به یک زندگی تپنده روح در چشم خود ساز و چشم افراد دیگر است.

مثل پینوکیو و خرگوش شلوار مخمل کبریتی, آنچه که او در مورد مراقبت بود که “واقعی” بودن و صادقانه بودن کاملا زنده و معتبر است.

امروز, 18 سال پس از یوتا, بازی های المپیک, او هنوز هم که در راه است. او همچنان به عنوان پایه به عنوان سنبله در مرکز چرخش قطب نما. و از آنجا که من همیشه می دانم که او چه کسی است و از کجا می توانم پیدا کردن او بیش از یک بار او به من کمک کرد تا خودم را پیدا کنید.

من به احتمال زیاد هرگز نگه دارید مقدس تمام چیزهایی که او می کند. من عاشق سایه “شوشون آبی” و من مجذوب پر عقاب, اما آنها هرگز ماشه همان حس تقدس در درون من است که آنها را در داخل از او.

بهترین من می توانید انجام دهید این است که افتخار ویژه احساسات او برای چنین چیزهایی. و امیدوارم که او به افتخار چیزهای مقدس و احساسات من است.

من می دانم که او می کند.

قبل از ویروس من می خواهم ببینید دوست من حداقل یک بار در هفته. اما مسیر ما نیست عبور برای برخی از زمان در حال حاضر.

من از دست, در یک کلمه خاص ما “ارتباط.”

او به من آموخت هست.

و من می دانم که اکثر مردم دروغ مرگ خود را تخت و ارتباطات شخصی خواهد بود همه که مهم است. ما شادی آنهایی را که ما ساخته ایم و زاری آنهایی که کردم دور.

اتصالات به عنوان یک موضوع پر ما آهنگ ها و شعر, آداب و رسوم ما و آرمان ما.

جهان ما در حال تغییر است در جگوار سرعت.

آنچه نیست در حال تغییر است و چقدر ارتباط با خانواده و دوستان ما به معنی به ما.

روشن, رنگارنگ, المپیک محافل درام نیست این مسائل از زندگی واقعی است.

اما اتصالات ساخته شده در داخل آن محافل درام هستند.

این چیزی بود که دوست من بود بی سر و صدا گفت: به جهان در سال 2002.

آن چه او در ادامه برای گفتن به جهان امروز است.

ایمیل: [email protected]

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.net

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>