چرا پال خواستار قطع بودجه دولت پلیس ؟ یک داستان

در راه پایین پارک مرکزی درایو به برکلی بریتیش پارک دیروز من تو را دیدم یک مرد حدود شصت بیست سال تاریخ ایستاده با یک ماشین سیاه و سفید. من متوقف به دیدن اگر او نیاز به کمک. او ساخته شده یک ژست دست, که من به عنوان یک “درایو” موج بنابراین من ادامه داد. اما پنجاه متر بعد مشکل چیزی در مورد او من تصمیم گرفتم حرکت بوده است مبهم است. آورده پدر و مادر که همیشه برای متوقف غریبه من دیدم من blinkers و معکوس است.

نورد پایین پنجره من من پرسید: “حال شما خوب است؟”

“سعی نکنید برای واجد شرایط بودن من است.” او با عصبانیت خیره شد.

“آیا شما نیاز به هر چیزی خوبین؟”

“شما خوب نیست!” او نقل مکان کرد و به سمت من. “مرا تنها بگذارید!”

“آیا نمی شود به طوری خصمانه است. من فقط در تلاش بود به شما کمک کند.”

“شما همانی هستید که درست نیست!” او فریاد زد تکان دادن اسلحه خود را فریاد کلمات من خیلی شوکه به در. “از اینجا دریافت کنید!”

“من خواهد گفت:” من و نورد پایین تپه برای من صبح پیاده روی.

اما قلب من شتافت. اشک جوانه زده در پشت پلک های من. اگر او تا به حال می خواستم کمک مختصر “با تشکر” را بسنده. این جامعه است که واقعا ریشه من فکر می کردم. این نیست که چگونه اجتماعی جمع و جور قرار است به کار که در آن مردم شفقت و سعی کنید برای کمک به هر یک از دیگر.

رفته به ادامه مطالب

ما بهترین به صندوق پستی خود تحویل.

به نظر من تماس با پلیس از آنجا که انسان به وضوح خوب نیست اما تصور می کرد که چگونه به سرعت آن تعامل می تواند محول. اگر یک افسر پرسید: “آیا شما نیاز به کمک دارید ؟” و او در واکنش به belligerently به عنوان او تا به حال با من پلیس به احتمال زیاد تا پایان دستگیری او. شاید خشونت. حتی با پوست سفید او نمی تواند امن است. آیا سلامت روانی افسر در برکلی من فکر ؟

بیش از حد ناراحت به شروع معمول من مراقبه راه رفتن من سراغ من ماسک و متوقف اولین نفر من دیدم در پارک. “آیا من می توانم به شما بگویم که چیزی ترسناک است که فقط برای من اتفاق افتاده؟” او لبه دور یا از جسمی فاصله نگرانی یا ترس که من ممکن است نامتعادل اما پس از به پایان رسید او از من خواست به هشدار کسی. بدون تلفن همراه من نمی توانستم آن را انجام دهد و سپس پس با تمرکز بر آرامش خودم و savoring صلح آمیز و پر از درخت راه من آمده بود برای لذت بردن از.

یک ساعت و نیم بعد وقتی که من به عقب راند تا پارک مرکزی رانندگی ماشین سیاه و سفید باقی مانده است. در ابتدا این نگاه خالی, اما زمانی که من کشیده کنار من دیدم مرد سقوط در صندلی راننده.

اصلی شهر شماره به سادگی خواسته یک پیام با یک وعده تماس. گفتم داستان صوتی و گفت من نمی خواهم اما امید ما به سلامت روان حرفه ای که ممکن است در مورد یک مرد آشفته. “اگر کسی دیگری متوقف می شود برای کمک به او و ضرب و جرح آنها؟” من پرسیدم بدونم که اگر به سادگی فریاد در یک سامری خوب خواهد بود و زمینه را برای بررسی در او. و با پول زیادی برای رفتن COVID آیا ما باید آموزش دیده مردم ؟

سیاه و سفید زندگی می کند توجه به تقاضا پال خواستار قطع بودجه دولت پلیس در حال حاضر حس به من به دلیل نژادپرستی نظاممند اما این ساخته شده آن شفاف است که در بسیاری از شرایط که در آن ما reflexively تماس با پلیس—آشفته-ظاهر شدن مرد در سکس; اسکیزوفرنی, نوجوانان وحشتناک پدر و مادر خود را (به عنوان برادرزاده من بود)—آنچه ما نیاز داریم به جای یک بحران خط است که می تواند پاسخ.

من دریافت یک پاسخ از یک کارگر شهرستان و متوجه شدند که در برکلی ما یک سلامت روانی تیم تریاژ. “فوق العاده” به من گفت.

“اما آن را تنها در عمل در روزهای خاص,” او اضافه شده است. “از آنجا که ما نمی باید این بودجه را برای بیشتر است.” هنوز هم او به من داد که تعداد و دوباره من سمت چپ یک پیام روشن ساخت که من نگران بود برای خوب بودن و دیگران که ممکن است روبرو می شوند او. یک بار دیگر من دریافت یک تماس تلفنی با اشاره به بحران تیم (در دسترس نیست که در روز). اگر فقط ما پول را به حمایت از آن زمان کامل!

ما اجازه استفاده از این تحول لحظه به کاهش پف کرده مسلحانه پلیس و بودجه و به اندازه کافی تامین مالی برنامه های اجتماعی. بیایید جلوگیری از جرم بیماری های روانی و فقر در حال توسعه یک عادت جدید که در آن ما تماس پلیس کمتر و سلامت روانی کارگران ، که راه ما را کمک به ایجاد واقعی امنیت عمومی.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>